اسكندر بيگ تركمان

596

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سلطان برادرزاده اوست اگر او را بجانب بلخ فرستيم يحتمل كه همگى بجانب او ميل نمايند و مهم او در بلخ تمشيت پذيرفته از آنجا باستعداد تمام كمر همت بتسخير ماوراء النهر بندد و مطلب بحصول پيوندد و اگر احيانا مخدره مذكوره جانب برادر زاده فرو گذارد و نخواهد كه خلل در بنيان قصر دولت عبدالامين خان شود ممكن است كه با يكديگر اتفاق نموده لشكر بماوراء النهر كشند و مملكت موروث را از تسلط بيگانگان خالى نمايند . خداى نظربى اين رأى صايب را مستحق شمرد از اتفاقات حسنه در خلال اين حال از جانب بلخ نيز ايلچيان بپايه سرير خلافت آشيان رسيده از جانب بانوى عظمى و امراء و ريش سفيدان بلخ عرايض آوردند و چنين ظاهر گشت كه در اين وقت كه باقى خان بر ماوراء النهر استيلاء يافته ايشان نيز خايف گشته‌اند و بدرگاه جهان پناه شاهى توسل جسته استدعاى اطلاق محمد ابراهيم سلطان نيز نموده بودند از وصول اين اخبار آن داعيه در ضمير انور رسوخ يافته او را به سمت فرزندى موسوم و بلقب ارجمند خانى معزز و گرامى گردانيده بخداى نظربى سپردند و او را اتاليق و ديوان بيگى كردند و قرار فرستادن او ببلخ دادند و بعبد الامين خان مكتوب عطوفت آميز قلمى فرموده بمصلحت وقت رعايت جانب ظاهر كرده به او نيز فرزند خطاب كردند خلاصه مضمون عنايت نامهء نامى آنكه مملكت ماوراء النهر يورت قديم و مسكن موروثى اولاد پادشاه مرحوم جانى بيك خانست و حالا از اولاد نامدار او آن و الا نژاد محمد ابراهيم مانده هر دو ما را بمنزله فرزند اعزند و چون خاندان قدس نشان ما از دودمان ولايت و كرامت است و محمد ابراهيم خان بحسب تقدير ايزدى درين دودمان واقع شده و آن و الا نژاد نيز بنواب كامياب همايون ما طريقه اخلاص و آشنائى مرعى داشته به اين دودمان متوسل است [ 412 ] ما نيز بمحض حصول نيكنامى رنگ كلفت و معادات سابقه را از آئينهء خاطر زدوده همت باحياى خانوادهء ايشان مصروف داشتيم و در امداد و همراهى حسب المقدور توجه مبذول داشته خود را معاف نميداريم و مطلب ديگر سواى حصول نيكنامى نيست غيرت و مردانگى مقتضى آنست كه برادرانه با يكديگر اتفاق نموده همت به تصرف ملك موروث مصروف دارند و دست تغلب بيگانگان را كه بمملكت مستولى شده‌اند از يورت و مسكن آباء و اجداد كوتاه سازند و احكام و مناشير مطاعه نيز بامراء و معتبران اوزبكيه بلخ صادر شد كه نمكخوردگى چندين سالهء آن سلسله را منظور داشته در راه ولينعمت - زاده‌ها جانسپارى نمايند و بيگانه را بر ايشان اختيار نكنند كه در ميانهء عالميان بيوفائى و كفران نعمت منسوب نگردند و محمد ابراهيم خان از خدمت اشرف نشان همايون در باب تفويض سلطنت كل ماوراء النهر و تركستان باسم خود التماس نمود ملتمس او مبذول افتاده راقم حروف حسب الامر الاعلى نشان همايون بديباچهء مناسب در قلم آورده به مهر مهر آثار مزين ساخته تسليم او نمودند و در اسفراين رخصت يافته بوداق خان حاكم مشهد مقدس با قشون و لشكر خود بمرافقت او مأمور گشت ليكن بعد از رفتن ايشان بالهام آسمانى بخاطر اشرف خطور نمود كه اگر از مردم بلخ استمزاج نموده عقيدهء آن مردم دربارهء او فى الجمله سمت ظهور يابد و آمد و شد تكرار يافته بر كما هى احوال اطلاع تام حاصل شود خاطر از كيد و غدر اوزبكيه جمع گشته در هنگامى كه رايات جلال در دار السلطنه هرات كه ببلخ اقرب است نزول اجلال داشته باشد او را باستعداد تمام روانه نمائيم همانا بصواب اقرب خواهد بود . چون حزم و احتياط مقتضى آن بود به اين رأى صايب عمل نموده او را در مشهد مقدس توقيف